mid autumn celebration in ancient iran
ایرانی‌ها با گرمای جشن‌های پاییزی به استقبال سرمای زمستان می‌رفتند

جشن میانه پاییز؛ 15 آبان ماه

زمان برای مطالعه 5 دقیقه
  • ...
  • ...

در روز 15 آبان اگر به بعضی از شهرهای ایران مانند کرمانشاه یا شهرهایی که هم‌وطنان زرتشتی‌مان در آن جا زندگی می‌کنند، سفر کنید مردم را در حال برگزاری جشن یا مراسم ویژه ای می‌بینید. این مراسم به مناسبت جشن میانه است. میانه به معنای وسط است و روز 15 آبان دقیقاً میانه‌ی پاییز است و این جشن هم به خاطر قرار گرفتن در میانه‌ی پاییز برگزار می‌شود.

جشن میانه یکی از جشن‌های ایران باستان است. جشن‌ها از ارکان مهم فرهنگی در ایران باستان‌ بوده‌اند و کارکرد آیینی داشته‌اند. حتی گاهی این جشن‌ها به یکدیگر مرتبط بوده اند و باید به ترتیب اجرا می‌شدند. چون هرکدام از آن‌ها یک آیین‌ به شمار می‌رفته‌اند. در ایران باستان، هر روز سال نام مخصوص به خود را داشته و هرگاه که نام روز با نام ماه یکی می‌شد، آن روز زمان برگزاری یک جشن مهم بود. بنابراین در هر ماه یک جشن مهم برگزار می‌شد. از آن‌جایی که زرتشتیان این اعتقاد را دارند که آفرینش در شش هنگام اتفاق افتاده است در شش وقت دیگر از سال که بر اساس روزهای خاصی مشخص شده است نیز یک جشن برگزار می‌‌کنند. جشن میانه یکی از این جشن‌های شش گانه است. یوتراوز شما را با جشن میانه پاییز آشنا می‌کند.

در این مقاله درباره‌ی جشن میانه می‌خوانید:

آیین برگزاری جشن میانه

روز جشن میانه روزی خاص و بزرگ است. در این روز می‌بینید که در بعضی خانه‌های هموطنان زرتشتی‌مان جشنی برپاست و در تالارهای عمومی همه در کنار هم جمع می‌شوند، از مرد و زن و فقیر و ثروتمند و کوچک و بزرگ و پیر و جوان. در اصل شرکت در این جشن به نوعی وظیفه‌ی دینی زرتشتیان هم به شمار می‌رود.
ابتدا موبد شروع به خواندن بخش‌هایی از اوستا و جشن می‌کند. جشن در واقع یک نوع نیایش است که او می‌خواند و دیگران دست هم را می‌گیرند. این گرفتن دست یکدیگر نشان‌دهنده‌ی هم‌پیمانی و هم باوری آن‌ها با یکدیگر است. این رسم در خواندن نیایش‌ها از گذشته آمده است. روزهایی که سختی روزگار به آن‌ها فشار می‌آورد این رسم نیایش و هم‌پیمانی و به قول معروف همازوری به آن‌ها امید و قدرت می‌داد. به همین خاطر هم اکنون در نیایش‌ها انجام می‌شود. در واقع پایه‌ی این جشن در اصل همدلی و نیکی است مانند تمامی جشن‌های شش‌گانه‌ی زرتشتیان. بنابراین تمامی آداب و رسومی که انجام می‌شود در راستای همین امر است.
زرتشتیان اعتقاد دارند که آفرینش در شش هنگام و وقت انجام شده است و جشن‌های شش‌گانه برای همه‌ی مردم است. بنابراین اگر کسی هم توانایی برگزاری جشن را ندارد می‌تواند در جشنی که دیگران برگزار می‌کنند شرکت کند و کنار دیگران باشد.

سفره‌ی جشن میانه

middle celebration table

بعد از نیایش سفره‌ای پهن می‌شود که متعلق به همه‌ی مردم است. در این سفره وسایل و اشیاء خاصی قرار می‌گیرد که هر کدام معنای خاصی دارند و هر کدام نشان‌دهنده‌ی یکی از جشن‌های شش‌گانه هستند که به آن‌ها «گاهنبار» می‌گویند. چراغ روغنی نشان‌دهنده‌ی گاهنبار اول یعنی اردیبهشت است و نگهبان آتش. ظرف مسی نماد گاهنبار شهریور است و نماد شهریاری و نگهبان فلزات. میوه نماد سپندارمز است و نماد نگهبان زمین و میوه. اصلاً خود سفره به خاطر نماد زمین است که روی زمین پهن می‌شود. آب گاهنبار خرداد است و نماد نگهبان آب‌ها. دو گیاه مورد و سرو همیشه و در تمام طول سال سبز هستند. مربوطند به گاهنبار امرداد که نماد بی‌مرگی است و نگهبان گیاهان است.
به غیر از این نمادها خوراکی‌های دیگری هم سر سفره قرار می‌گیرند مثل نان و کماج و نان روغنی که می‌گویند برای خیر و برکت است. برای این‌که اوستا بخوانند و تبرک باشد برنج و خورش ساده می‌گذارند و برای نمادی از نگهبانی از حیوانات مفیدی که به زندگی ما برکت می‌دهند شیر و تخم‌مرغ بر سر سفره قرار می‌گیرد. بعد از نیایش همگی با هم بر سر سفره می‌نشینند و غذا می‌خورند و در انتها باقی غذاها بین فقیران و بینوایان پخش می‌شود.

جشن میانه در میان شش گاهنبار

همان‌طور که گفته شد زرتشتیان معتقدند که آفرینش در شش هنگام اتفاق افتاده است. به همین خاطر آیینی به نام شش گاهنبار دارند. گاهنبار ترکیبی است از کلمه گاهان و بار و به معنی زمان به نتیجه رسیدن بار و دسترنج است.
می‌گویند این آیین در زمان اولین سلسله‌ی پادشاهان در اساطیر ایرانی به وجود آمده است یعنی دوره‌ای به نام دوره‌ی پیشدادی که جمشید پادشاه بوده است. این شش گاهنبار به این خاطر است که در آن‌ها نعمت‌های خداوند را سپاس گویند و در کنار آن بخشش و نیکی کنند و طوری از نظر زمانی قرار گرفته‌اند که هنگام برداشت محصول است یا زمانی که مردم حاصل دسترنج شان را به دست می‌آورند.
این زمان‌ها به این صورت‌اند که گاهنبار اول روز 45 ام سال است که می‌شود 15 اردیبهشت و زمان سرسبزی زمین است و در این هنگام آسمان آفریده شده است. گاهنبار دوم روز 150 ام سال است و می‌شود 15 تیرماه و در این هنگام آب آفریده شده است. گاهنبار سوم روز 180 ام سال است که می‌شود 30 شهریور یعنی زمان برداشت گندم و خرمن‌کوبی و در این هنگام زمین آفریده شده است. گاهنبار چهارم روز 210 ام سال است که می‌شود 30 مهر و آغاز سرما است. گیاه در این هنگام آفریده شده است. گاهنبار پنجم 290 امین روز سال است که می‌شود 20 دی و زمان استراحت کشاورزان و دامداران و آرامش میان زمستان است. در این هنگام جانوران آفریده شده‌اند. گاهنبار ششم هنگام اعتدال بهار و فروردین است و موقعیت که روز و شب با هم برابر می‌شوند. در این هنگام انسان آفریده شده است.
جشن‌های گاهنبار هرکدام پنج روز طول می‌کشند و روز پنجم مهم‌ترین روز است. چون چهار روز دیگر روز تدارکات جشن است و روز پنجم جشن بزرگ اتفاق می‌افتد. درست مانند گاهنبارها که در گاهنبار پنجم همه‌چیز آفریده شده تا در گاهنبار ششم انسان پا به عرصه‌ی وجود بگذارد.

جشن میانه، گاهنبار چهارم

middle celebration

جشن میانه جشن گاهنبار چهارم است و در زبان زرتشتی و اوستایی به آن اَیاثرِم می‌گویند. اکنون این جشن را در روز 15 آبان برگزار می‌کنند که درست میانه‌ی پاییز است. اما در برخی متون اساطیری این جشن را در روز 30 مهر هم دیده‌اند.
معنی ایاثرم یا ایاسریمه یعنی شروع شدن سرما. درست در همین هنگام است که هوا سردی خود را آغاز می‌کند طوری که کوهستان‌ها سرد می‌شود و چوپانان مجبورند گوسفندان خود را از میان مراتع کوهستانی که در بهار و تابستان سرسبز هستند، پایین بیاورند و خود را برای سرمای زمستان آماده کنند. به همین خاطر جشنی برای شکرگزاری برپا می‌کنند تا بتوانند سرما را به سلامت آغاز کنند.
جشن میانه پیوند نزدیکی با زندگی مردمان زمانه‌اش دارد و با برگزاری این آیین آن‌ها خود را برای ورود به زمستان و سختی‌هایش آماده می‌کنند. در گذشته زمستان بسیار طولانی و سرد بوده است. همه باید خود را برای این سرما آماده می‌کردند. باید در روزهای گرم سال به ذخیره‌ی غذا برای زمستان می‌پرداختند. خشک‌کردن و نمک‌سود کردن بخشی از شیوه‌ی نگهداری غذا برای زمستان است. چون زمستان دیگر چیزی نمی‌روید. حبوبات، گندم، برنج و ... را همگی باید در فصل‌های گرم تهیه و انبار می‌کردند تا در فصل سرد سال بتوانند غذای کافی داشته باشند. تمامی این جشن‌ها باعث نزدیکی مردم به هم می‌شد و غیر از آن نیایش و اعتقاد روحی و قلبی باعث می‌شد تا سختی‌ها را با قدرت بیشتری پشت سر بگذارند. جشن میانه این چنین مهم و تأثیرگذار بوده است.

سخن آخر

جشن‌های ایران باستان یادگار اجداد و نیاکان ما و بخشی از میراث ناملموس برجای مانده از ایران باستان است. گرچه این جشن‌ها اکنون رنگ و بوی گذشته را ندارند و تاحدودی رو به فراموشی گذشته اند اما زنده‌کردن این آیین‌ها هویت فرهنگی ما را قوت می‌بخشد. اگر تجربه‌ای از حضور در جشن‌های اصلی ایرانی را دارید آن را با خوانندگان یوتراوز در میان بگذارید.

نوشته های مشابه
  • روز جهانی هواپیمایی چه روزی است؟

    هنوز هم معجزه‌ی پرواز با هواپیما عجیب است. آری معجزه است نشستن روی صندلی یک وسیله‌ی نقلیه‌ی بزرگ که با تمامی وزن و عظمتش از زمین جدا می‌شود و فاصله‌ها را با سرعتی حیرت‌آور طی می‌کند. هواپیمایی که امروز سوار آن می‌شویم روزی رویای بشر بوده است. آری هواپیما امروز رویای به حقیقت پیوسته‌ای است که ما را در بالاترین سرعت از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر کره‌ی زمین می‌برد.

  • روز آذر جشن مبارک؛ آتشی که برکتش گرما و نور است

    روزهای سال یکی پس از دیگری می‌گذرند و فصل‌ها تغییر می‌کنند و ما همراه با حرکت روزها زندگی را می‌گذرانیم. گاهی این‌قدر این تغییرات روزمره‌اند که فراموش می‌کنیم زندگی در فصل‌های مختلف چطور ما را نیز تغییر می‌دهند. گذشتگان ما با جشن‌هایی که داشتند این‌طور خود را متوجه زیبایی‌ها و حقیقت تغییر فصل‌ها و روزها می‌کردند. آذر جشن یکی از آن‌ روزها است.

  • آنچه از جمعه سیاه باید بدانید

    جمعه ‌سیاه یا بلک فرایدی یکی از مناسبت‌های جهانی است که در تقویم میلادی بسیار پر رنگ است. این روز که به حراج اجناس و کالاهای مختلف اختصاص دارد، در آمریکا بعد از روز شکرگزاری برگزار می‌شود اما این رویداد فقط مختص آمریکایی‌ها نیست بلکه در کشورهای مختلف جهان هم جمعه ‌سیاه وجود دارد و مردم استقبال‌ زیادی از این رویداد حراجی دارند.